تبلیغات |
ایران دوبله درباره وبلاگ مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ نویسندگان شنبه 19 اسفند 1391 :: نویسنده : مریم
ستاره دوست داشتنی ایران در اوج بودی در اوج هستی و در اوج خواهی ماند و یادت همیشه در قلب و فکر مردم خوبمان«مردم خوبت» زنده خواهد بود و بدان همیشه دوستت خواهیم داشت.ای تازه داماد عروس ای بزرگ غریبانه و تنهاترین سردار سینمای ایران ما با فیلم های خوب تو زندگی کرده ایم و خواهیم کرد و هروز سلامتیت را با تمام وجود از خدای مهربان آرزومندیم و دعایت میکنیم و بدان که تنها نیستی که قلب میلیون ها انسان برای بهبودت می طپد و تو خود ای ستاره ی بی غروب با امیدخواهی نواخت موسیقی دلنشین زندگی را و تک تک نت هایش را از سر خواهی نوشت روزنامه خراسان: دل پردردی دارد! و کوله باری از گلایه! وقتی با سوز و گداز حرف می زند باور نمی کنی که این آقا همان هنرمند جوان دهه ۷۰ سینمای ایران است که نامش بر سر زبان ها بود، همان تازه داماد فیلم «عروس»، فرمانده فیلم های مردی از جنس بلور و مردی شبیه باران، عادل فیلم «نرگس» و… ابوالفضل پورعرب طی سال ها فعالیت در سینما به نقش های مختلف جان بخشید و در ذهن ها ماندگار شد. او به علت بیماری بسیار ضعیف شده است اما «پورعرب» هم چنان برای ما «پورعرب» است؛ همان سوپراستار دهه ۷۰ با کوله باری از تجربه. وقتی مشغول بازی در فیلم تلویزیونی «جاودانگی» در بجنورد بود با او تماس می گیرم تا به دیدارش بروم اما چون لوکیشن ضبط فیلم داخل زندان بود، اجازه ورودم به آن جا داده نشد، بنابراین قرار این دیدار را به پایان بازی اش موکول کردم. عصر روز پایانی بازی اش در باباامان بجنورد به همراه چند نفر از همکاران با او دیدار کردیم و زمینه این گفت و گو هم برایم فراهم شد. آن قدر مهربان و صمیمی بود که از هر بابی سخن گفتیم. گفت و گوی خراسان را با این بازیگر با تجربه سینما و تلویزیون در ادامه می خوانید.
در شروع این گفت و گو می خواهم از حال و هوای «ابوالفضل پورعرب» دهه ۷۰ که ستاره سینمای ایران بود بپرسم. ** حال عمومی ام بد نیست، اما هنوز ناخوش احوالم و اگر بازی در فیلم «جاودانگی» را پذیرفتم فقط به دلیل دوستی دیرینه ام با «محسن توکلی» کارگردان فیلم است. این نکته را هم بگویم که در مجموع فضای کلی هنر و سینما خوشایند نیست. در دیداری که وزیر ارشاد با صنوف مختلف داشت، مشکلات را مطرح کردیم. ضمن این که معتقدم انحلال خانه سینما یکی از بهترین کارهایی است که وزارت ارشاد انجام داد. یعنی از انحلال خانه سینما رضایت دارید؟ ** بله، به هر صورت فضای خوبی نداشت. هر کس که می خواست وارد سینما شود از کانال خیابان انتخاب می شد نه خانه سینما! انجمن بازیگران آن ها را انتخاب نمی کردند، اکنون ۵ سال است که عضو خانه سینمای سابق نیستم. در کل فضا و بازی در سینما سخت شده است. چه طور شد در دهه ۷۰ که ورود به عرصه بازیگری مشکل بود و به راحتی نمی شد ستاره شد به ستاره سینمای ایران تبدیل شدید؟ ** هیچ وقت فکر نمی کنم ستاره سینما شدم، چون سینما ستاره ای ندارد؛ در واقع سینما هیچ ارزشی ندارد که ستاره ای داشته باشد. جایی که به راحتی خیلی ها پول می دهند و در آن بازی می کنند یا آن شخصی که بدون گذراندن دوره بازیگری و تحصیل در این رشته بازی می کند. به بازیگرانی که در این رشته تحصیل کرده و تئاتر خوانده اند کار نمی دهند. بنابراین بازی در سینما عشق و انگیزه ای ندارد و خیلی خوشحالم که در آن کمتر حضور دارم. پس خودتان چگونه وارد سینما شدید؟ ** من در این رشته تحصیل کردم و در تئاتر بازی می کردم. روزی آقای «بهروز افخمی» به تئاتر شهر آمد و من را برای بازی در فیلم «عروس» انتخاب کرد. البته آن مقطع تصور می کرد من به هیچ عنوان سینما را نمی شناسم البته من برای بازی خودم سخن نمی گویم بلکه راجع به آدم هایی صحبت می کنم که خیلی به گردن این سینما حق دارند. به طور مثال چه کسانی؟ ** آدم هایی که سوخته اند و دیگر در سینما نیستند. خیلی ها زحمت کشیده اند و دیگر نیستند. من، «اکبر عبدی» و «خسرو شکیبایی» و امثال این دوستان سال ها نقش اصلی را در فیلم ها بازی کردیم. متأسفانه عده ای دیگر در سینما نیستند، داستان این است که عده ای در این رشته تحصیل کرده اند و اکنون دارند آواز می خوانند! نمی دانم یعنی چه. خیلی بد است که ما در این شرایط هستیم. در دهه ۷۰ چهره ای محبوب و مشهور بودید. داشتم به ا%D B�ن فکر می کردم که شاید برخی اتفاق ها در زندگی یک هنرمند باعث می شود که از مسیر اصلی اش دور شود، چون در برنامه «هفت» گفتید که درگذشت خواهرتان شوکی به شما وارد کرد و وقفه ای طولانی در فعالیت شما ایجاد کرد. ** من وقتی بازی در فیلم «قرمز» را نپذیرفتم به «فریدون جیرانی» برخورد و ۵ سال درباره ام مطلبی در هفته نامه خودش منتشر نکرد، اما کناره گیری ام ربطی به حاشیه ندارد. من مبتلا به سرطان ریه شدم. سال ها پیش که در فیلم «بهشت پنهان» در پاریس بازی می کردم ضربه ای به من خورد که ۲ روز در بیمارستان بستری بودم و بعد از پایان فیلم به تهران آمدم و بیماری ام را پیگیری نکردم تا این که در مجموعه «وضعیت سفید» حالم بد شد و ۱۱ روز در کما بودم و جراحی داشتم. این نکته را هم بگویم که سوپراستار نبودم که کناره گیری کنم.
قبول دارید که عده ای به عشق «ابوالفضل پورعرب» به سینما می رفتند و عکس شما روی جلد مجله ها و بیلبورد بر فروش گیشه تأثیر داشت؟ ** من خودم را باور نداشتم، چون هیچ زمان خودم را درگیر این مسائل در زندگی ام نکردم و نخواستم مغرور شوم. وقتی انسانی تغییر می کند، علامت خطری است و باید خیلی از لحاظ آسیب های اجتماعی مراقب خود باشد. در هر حرفه ای این مشکلات وجود دارد، مهم این است که وقتی انسان کار می کند، رفتاری معقولانه و انسانی داشته باشد. من درگیر شهرت نبودم. چندین مرتبه در جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ شدم، اما به من جایزه ندادند! و بعد از ۷ سال که نامزد بازیگری در جشنواره شدم به من جایزه دادند. معتقدم هنرمندان باید مراقب شخصیت خود باشند تا آسیب نبینند و این سینما چیزی ندارد که انسان بخواهد در آن کار کند. چرا اکنون هر پیشنهادی که برای بازی به شما می شود می پذیرید؟ ** رابطه دوستانه ای با «محسن توکلی» کارگردان فیلم «جاودانگی» داشتم و باعث شد در آن بازی کنم. کارگردان گفت می خواهم امضای تو پای فیلمم باشد هم چنین تولید یک فیلم سینمایی ۲ ماه طول می کشد و من به دلیل بیماری و ناتوانی ام نمی توانم کار کنم. البته کیفیت فیلم های سینمایی هم پایین آمده است، ما به واقع داریم به بیراهه می رویم. با بازی در فیلم «عروس» بهروز افخمی به شهرت رسیدید و در جشنواره فیلم فجر از بازی تان تجلیل شد. نظرتان درباره آن چیست؟ ** فیلم نامه ای نوشته می شود و ما بازی می کنیم، وقتی فیلمی اکران می شود برخورد مردم برایم اهمیت دارد و با همه مسائل موجود چه خوب و چه بد برای نقش زحمت می کشم و نمی توانم بگویم که برای ارائه نقش انرژی نمی گذارم. همان گونه که اشاره کردم در تئاتر شهر مشغول بازی در نمایش «حاکم یک شبه» بودم که هم بازی هایم «مصطفی کاری»، «مجید مظفری» و «جهانگیر الماسی» بودند که به انتخاب «بهروز افخمی»، داماد فیلم «عروس» شدم. بازی قابل تحسین تان در فیلم «مردی شبیه باران» سیمرغ بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را برایتان به ارمغان آورد و این تنها سیمرغی بود که گرفتید. هنگام دریافت این جایزه چه احساسی داشتید؟ ** هنوز هم سیمرغم را دارم. وقتی بعد از ۷ سال در جشنواره فیلم فجر به من جایزه دادند و پرسیدند چه احساسی داری گفتم خیلی وزنش سنگین بود! جوایز بسیاری گرفته ام. جایزه تأثیری در روند کاری ام نداشت. وقتی که کار می کنم نمی توانم کم بگذارم، مردم برایم اهمیت دارند.
دستمزدی که از بازیگری می گیرید راضی کننده است؟ ** اکنون ۳ برابر آن دوران دستمزد دریافت می کنم. شعرهایم هم قرار است به زودی چاپ شود. نسل جدید سوپراستارهای سینمای ایران را چگونه می بینید؟ آیا توان جذب تماشاچی به سینما را دارند و فروش گیشه را تضمین می کنند؟ ** هر دوره ای جوان خودش را دارد. اکنون به طور مثال «محمد رضا گلزار» مطرح شده است و خیلی خوب هم بازی می کند و عده ای علاقه مند دارد. مسلما عده ای به خاطر عکس روی جلد او به سینما می روند. آن موقع که جوان بودم تصور نمی کردم که مردم به خاطر من به سینما می روند اما اکنون که ۵۰ ساله شده ام با زمینه فکری و مطالعاتی بیشتری کار می کنم. اگر سخنی در پایان باقی مانده است بفرمایید. ** من فیلم نامه «طلاق» را نوشته ام که برگرداننده فیلم «عروس» است و اگر «بهروز افخمی» نسازد خودم فیلم را خواهم ساخت. با «نیکی کریمی» هم درباره این فیلم مذاکراتی کرده ام. هم چنین صحبت هایی با «ضیاء هاشمی» کرده ام و «نیکی کریمی» پیشنهاد داد که به طور مشترک سرمایه گذار فیلم باشیم .صدا و سیمای خراسان شمالی هم پیشنهاد ساخت فیلم و مستندی درباره این استان داده است که امیدوارم بتوانم با آن ها همکاری کنم. براشون دعا کنید به امید سلامتی و بهبود کاملشون ادامه مطلب نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : مریم
سعید سهیلی کارگردان سرشناس ایرانی دیروز در مراسم دیدار رییس جمهور از ابوالفضل پورعرب حضور داشت. وی در این گفتگو از حال نزار پورعرب سخن گفته و بر این مساله تاکید کرد که دیدار شب گذشته رییس جمهور با وی تاثیر بسیار مثبتی بر روحیات وی داشته است. بخشهایی از گفتههای سهیلی را در ادامه میخوانید: دیدار با رییس جمهور تاثیر بسیار مثبتی در روحیات پورعرب داشت ابوالفضل این روزها حال و روز خوبی ندارد و دلیلی وجود ندارد که بخواهم درباره وضعیت او چیزی را نگویم. او نیاز دارد به حمایت همه ما و اتفاق دیشب یعنی دیدار با رییس جمهور تاثیر بسیار مثبتی در روحیات پورعرب داشت. ابوالفضل به شدت منزوی و گوشه گیر شده است و افسردگی دامنش را گرفته. من می گویم نیت رییس جمهور خیر بوده درباره اینکه می گویند این دیدار درونمایه انتخاباتی دارد باید بگویم الاعمال بالنیات و همه چیز برمیگردد به نیت آدمها! هیچ کس جز خود انسان از نیتش باخبر نیست. دیدار رییس جمهور از ابوالفصل هم میتواند هر نیتی داشته باشد اما خودم همه چیز را برمبنای خیر می گیرم و قضاوتی درباره آدمها نمیکنم. همین که رییس جمهور با این مشغله شغلی فراوانش باز هم همت کرده و سری به ابوالفضل زد کاری است به شدت پسندیده و من میگویم نیت ایشان، خیر بوده است. شرم ام آمد که درباره «گشت ارشاد» حرف بزنم فضای دیدار ابوالفضل و دکتر احمدی نژاد یک فضای کاملا عاطفی بود و به مرور خاطرات گذشته ابوالفضل از سینما گذشت. ضمن اینکه مادر پورعرب هم در این دیدار مرتب اشک می ریخت و به این ترتیب فضای دیدار کاملا احساسی بود. همین احساسی شدن فضا سبب ساز آن شد که فرصتی برای طرح موضوعات سیاسی یا سینمایی نماند و من هم شرم ام آمد که در چنین فضایی درباره بلایی که بر سر «گشت ارشاد» آمد با رییس جمهور صحبت کنم. رئیسجمهور به صورت سرزده از ابوالفضل پورعرب بازیگر برجسته و درخشان سینمای ایران عیادت کرد. من نه از رییس جمهور درباره فیلمم پرسیدم و نه حتی یک کلمه جز اوضاع ابوالفصل صحبت کردم چون فکر میکردم چنین کاری ممکن است فرصت طلبانه به نظر برسد. این خوب نیست که موقعیتهایی این چنینی را به فرصت برای خویش بدل کنیم و من هم فقط و فقط درباره اوضاع و احوال پورعرب با رییس جمهور درددل کردم. تصاویر و ویدیو در ادامه مطلب
ادامه مطلب نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : دوشنبه 28 اسفند 1391 :: نویسنده : مریم
روزنامه خراسان: دل پردردی دارد! و کوله باری از گلایه! وقتی با سوز و گداز حرف می زند باور نمی کنی که این آقا همان هنرمند جوان دهه ۷۰ سینمای ایران است که نامش بر سر زبان ها بود، همان تازه داماد فیلم «عروس»، فرمانده فیلم های مردی از جنس بلور و مردی شبیه باران، عادل فیلم «نرگس» و... ابوالفضل پورعرب طی سال ها فعالیت در سینما به نقش های مختلف جان بخشید و در ذهن ها ماندگار شد. او به علت بیماری بسیار ضعیف شده است اما «پورعرب» هم چنان برای ما «پورعرب» است؛ همان سوپراستار دهه 70 با کوله باری از تجربه. وقتی مشغول بازی در فیلم تلویزیونی «جاودانگی» در بجنورد بود با او تماس می گیرم تا به دیدارش بروم اما چون لوکیشن ضبط فیلم داخل زندان بود، اجازه ورودم به آن جا داده نشد، بنابراین قرار این دیدار را به پایان بازی اش موکول کردم. عصر روز پایانی بازی اش در باباامان بجنورد به همراه چند نفر از همکاران با او دیدار کردیم و زمینه این گفت و گو هم برایم فراهم شد. آن قدر مهربان و صمیمی بود که از هر بابی سخن گفتیم. گفت و گوی خراسان را با این بازیگر با تجربه سینما و تلویزیون در ادامه می خوانید. در شروع این گفت و گو می خواهم از حال و هوای «ابوالفضل پورعرب» دهه 70 که ستاره سینمای ایران بود بپرسم. ** حال عمومی ام بد نیست، اما هنوز ناخوش احوالم و اگر بازی در فیلم «جاودانگی» را پذیرفتم فقط به دلیل دوستی دیرینه ام با «محسن توکلی» کارگردان فیلم است. این نکته را هم بگویم که در مجموع فضای کلی هنر و سینما خوشایند نیست. در دیداری که وزیر ارشاد با صنوف مختلف داشت، مشکلات را مطرح کردیم. ضمن این که معتقدم انحلال خانه سینما یکی از بهترین کارهایی است که وزارت ارشاد انجام داد. یعنی از انحلال خانه سینما رضایت دارید؟ ** بله، به هر صورت فضای خوبی نداشت. هر کس که می خواست وارد سینما شود از کانال خیابان انتخاب می شد نه خانه سینما! انجمن بازیگران آن ها را انتخاب نمی کردند، اکنون 5 سال است که عضو خانه سینمای سابق نیستم. در کل فضا و بازی در سینما سخت شده است. چه طور شد در دهه 70 که ورود به عرصه بازیگری مشکل بود و به راحتی نمی شد ستاره شد به ستاره سینمای ایران تبدیل شدید؟ ** هیچ وقت فکر نمی کنم ستاره سینما شدم، چون سینما ستاره ای ندارد؛ در واقع سینما هیچ ارزشی ندارد که ستاره ای داشته باشد. جایی که به راحتی خیلی ها پول می دهند و در آن بازی می کنند یا آن شخصی که بدون گذراندن دوره بازیگری و تحصیل در این رشته بازی می کند. به بازیگرانی که در این رشته تحصیل کرده و تئاتر خوانده اند کار نمی دهند. بنابراین بازی در سینما عشق و انگیزه ای ندارد و خیلی خوشحالم که در آن کمتر حضور دارم. پس خودتان چگونه وارد سینما شدید؟ ** من در این رشته تحصیل کردم و در تئاتر بازی می کردم. روزی آقای «بهروز افخمی» به تئاتر شهر آمد و من را برای بازی در فیلم «عروس» انتخاب کرد. البته آن مقطع تصور می کرد من به هیچ عنوان سینما را نمی شناسم البته من برای بازی خودم سخن نمی گویم بلکه راجع به آدم هایی صحبت می کنم که خیلی به گردن این سینما حق دارند. به طور مثال چه کسانی؟ ** آدم هایی که سوخته اند و دیگر در سینما نیستند. خیلی ها زحمت کشیده اند و دیگر نیستند. من، «اکبر عبدی» و «خسرو شکیبایی» و امثال این دوستان سال ها نقش اصلی را در فیلم ها بازی کردیم. متأسفانه عده ای دیگر در سینما نیستند، داستان این است که عده ای در این رشته تحصیل کرده اند و اکنون دارند آواز می خوانند! نمی دانم یعنی چه. خیلی بد است که ما در این شرایط هستیم. در دهه 70 چهره ای محبوب و مشهور بودید. داشتم به این فکر می کردم که شاید برخی اتفاق ها در زندگی یک هنرمند باعث می شود که از مسیر اصلی اش دور شود، چون در برنامه «هفت» گفتید که درگذشت خواهرتان شوکی به شما وارد کرد و وقفه ای طولانی در فعالیت شما ایجاد کرد. ** من وقتی بازی در فیلم «قرمز» را نپذیرفتم به «فریدون جیرانی» برخورد و 5 سال درباره ام مطلبی در هفته نامه خودش منتشر نکرد، اما کناره گیری ام ربطی به حاشیه ندارد. من مبتلا به سرطان ریه شدم. سال ها پیش که در فیلم «بهشت پنهان» در پاریس بازی می کردم ضربه ای به من خورد که 2 روز در بیمارستان بستری بودم و بعد از پایان فیلم به تهران آمدم و بیماری ام را پیگیری نکردم تا این که در مجموعه «وضعیت سفید» حالم بد شد و 11 روز در کما بودم و جراحی داشتم. این نکته را هم بگویم که سوپراستار نبودم که کناره گیری کنم. قبول دارید که عده ای به عشق «ابوالفضل پورعرب» به سینما می رفتند و عکس شما روی جلد مجله ها و بیلبورد بر فروش گیشه تأثیر داشت؟ ** من خودم را باور نداشتم، چون هیچ زمان خودم را درگیر این مسائل در زندگی ام نکردم و نخواستم مغرور شوم. وقتی انسانی تغییر می کند، علامت خطری است و باید خیلی از لحاظ آسیب های اجتماعی مراقب خود باشد. در هر حرفه ای این مشکلات وجود دارد، مهم این است که وقتی انسان کار می کند، رفتاری معقولانه و انسانی داشته باشد. من درگیر شهرت نبودم. چندین مرتبه در جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ شدم، اما به من جایزه ندادند! و بعد از 7 سال که نامزد بازیگری در جشنواره شدم به من جایزه دادند. معتقدم هنرمندان باید مراقب شخصیت خود باشند تا آسیب نبینند و این سینما چیزی ندارد که انسان بخواهد در آن کار کند. چرا اکنون هر پیشنهادی که برای بازی به شما می شود می پذیرید؟ ** رابطه دوستانه ای با «محسن توکلی» کارگردان فیلم «جاودانگی» داشتم و باعث شد در آن بازی کنم. کارگردان گفت می خواهم امضای تو پای فیلمم باشد هم چنین تولید یک فیلم سینمایی 2 ماه طول می کشد و من به دلیل بیماری و ناتوانی ام نمی توانم کار کنم. البته کیفیت فیلم های سینمایی هم پایین آمده است، ما به واقع داریم به بیراهه می رویم. با بازی در فیلم «عروس» بهروز افخمی به شهرت رسیدید و در جشنواره فیلم فجر از بازی تان تجلیل شد. نظرتان درباره آن چیست؟ ** فیلم نامه ای نوشته می شود و ما بازی می کنیم، وقتی فیلمی اکران می شود برخورد مردم برایم اهمیت دارد و با همه مسائل موجود چه خوب و چه بد برای نقش زحمت می کشم و نمی توانم بگویم که برای ارائه نقش انرژی نمی گذارم. همان گونه که اشاره کردم در تئاتر شهر مشغول بازی در نمایش «حاکم یک شبه» بودم که هم بازی هایم «مصطفی کاری»، «مجید مظفری» و «جهانگیر الماسی» بودند که به انتخاب «بهروز افخمی»، داماد فیلم «عروس» شدم. بازی قابل تحسین تان در فیلم «مردی شبیه باران» سیمرغ بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را برایتان به ارمغان آورد و این تنها سیمرغی بود که گرفتید. هنگام دریافت این جایزه چه احساسی داشتید؟ ** هنوز هم سیمرغم را دارم. وقتی بعد از 7 سال در جشنواره فیلم فجر به من جایزه دادند و پرسیدند چه احساسی داری گفتم خیلی وزنش سنگین بود! جوایز بسیاری گرفته ام. جایزه تأثیری در روند کاری ام نداشت. وقتی که کار می کنم نمی توانم کم بگذارم، مردم برایم اهمیت دارند. دستمزدی که از بازیگری می گیرید راضی کننده است؟ ** اکنون 3 برابر آن دوران دستمزد دریافت می کنم. شعرهایم هم قرار است به زودی چاپ شود. نسل جدید سوپراستارهای سینمای ایران را چگونه می بینید؟ آیا توان جذب تماشاچی به سینما را دارند و فروش گیشه را تضمین می کنند؟ ** هر دوره ای جوان خودش را دارد. اکنون به طور مثال «محمد رضا گلزار» مطرح شده است و خیلی خوب هم بازی می کند و عده ای علاقه مند دارد. مسلما عده ای به خاطر عکس روی جلد او به سینما می روند. آن موقع که جوان بودم تصور نمی کردم که مردم به خاطر من به سینما می روند اما اکنون که 50 ساله شده ام با زمینه فکری و مطالعاتی بیشتری کار می کنم. اگر سخنی در پایان باقی مانده است بفرمایید. ** من فیلم نامه «طلاق» را نوشته ام که برگرداننده فیلم «عروس» است و اگر «بهروز افخمی» نسازد خودم فیلم را خواهم ساخت. با «نیکی کریمی» هم درباره این فیلم مذاکراتی کرده ام. هم چنین صحبت هایی با «ضیاء هاشمی» کرده ام و «نیکی کریمی» پیشنهاد داد که به طور مشترک سرمایه گذار فیلم باشیم .صدا و سیمای خراسان شمالی هم پیشنهاد ساخت فیلم و مستندی درباره این استان داده است که امیدوارم بتوانم با آن ها همکاری کنم. نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : دوشنبه 28 اسفند 1391 :: نویسنده : مریم
مجله ایده آل: آنچه خواهید خواند مصاحبهای پرسروصداست که در سال ۱۳۷۰ در مجله فیلم منتشر شد. گفتوگوی هوشنگ گلمکانی، سردبیر مجله فیلم با ابوالفضل پورعرب و نیکی کریمی. دو جوانی که ناگهان در فضای بیستاره سینمای ایران درخشیدند و رکوردها را جابهجا کردند. آن مصاحبه، با حضور این دو و یک منتقد دیگر به جز آقای گلمکانی سروصدای زیادی به پا کرد و با توجه به اینکه مجله فیلم یک نشریه روشنفکری بود انتقاداتی را هم برانگیخت، چرا که به عنوان مثال نیکی کریمی در این گفتوگو ادعا کرد که شب اول اکران «عروس» ۱۰ خواستگار به خانهشان آمدند!بخشی از حرفهای پورعرب را که مناسب فضای مجله ایدهآل و یادآوری آن روزهاست انتخاب کردهایم. این اولین گفتوگوی مطبوعاتی اوست. جایی نمی روم و معاشرت چندانی ندارم راستی، چرا سبیل گذاشتهاید؟ برای فیلم اخیرم و نمایش فیلم عروس. که در کوچه و خیابان چهرهتان شناخته نشود؟ بله. با این حال، طی این مدت کسی شما را نشناخت؟ اصلا، من زیاد جایی نمیروم و معاشرت چندانی ندارم. یعنی از برخورد با مردم طفره میروید؟ نه، خیلی دلم میخواهد فیلم را در کنار مردم تماشا کنم و آنها ندانند که من هم در کنارشان نشستهام. میخواهید عکسالعمل خالص آنها را ببینید؟ بله، عکسالعمل واقعی. اگر مرا بشناسد. اظهارنظرها با مقداری تعارف آمیخته میشود. مردم هم لطف دارند. در آغاز، بیشتر هنرمندان دلشان میخواهد شناخته شوند، البته بعدها ممکن است شهرت دردسرآفرین شود. اما گویا شما از همان آغاز از این ویژگی شهرت گریزان بودهاید. ببینید، با توجه به مدتی که کار تئاتر میکنم برخورد با تماشاگر برایم تازگی ندارد. بارها اتفاق اتفاده که پس از یک اجرا، با تماشاگران بحث و برخورد داشتهام. یک خسته نباشید پس از یک اجرای «خستهکننده» بسیار دوستداشتنی بود. آدم عاقل از کارخوبی که میکند و مورد توجه قرار میگیرد بدش نمیآید و لذت میبرد، اما شهرت سینمایی برایم فربینده نیست. البته امضا و یادگاری خواستن و با انگشت نشان دادن به مرور خستهکننده و گاه عذابآور میشود. البته این را که نمیتوان منکر شد. ازدواج هم کردهاید؟ بله یک دختر ۵ساله دارم؛ رعنا. آدم خاص روی من تاثیر نمیگذارد چطور شد که برای بازی در فیلم «عروس» انتخاب شدید؟ قطعا هیچ رابطهای پشت این انتخاب نبوده. کار تئاتر میکردم که پیشنهاد شد در فیلم عروس بازی کنم. در فیلم «دزد و نویسنده» کاظم معصومی، ۱۳۶۵ دستیار کارگردان بودم. در تلویزیون فیلم «نارنج» (مجید افشاریان ۱۳۶۴) را در مرکز شیراز بازی کردم. آقای پورعرب شما فیلم میبینید؟ من زیاد فیلم نمیبینم. چون گیرم نمیآید. سینما هم خیلی کم میروم. پلنگ صورتی را خیلی دوست دارم. از میان بازیگران هم همفری بوگارت. گفتید همفری بوگارت را دوست دارید. آیا او تاثیری در بازیگری شما نداشته است؟ لطفا شوخی نکنید! آیا در فیلم عروس این تاثیر را میبینید؟ من حضور این بازیگر را دوست دارم، همانطوری که حضور پیتر سلرز را. این به معنای تاثیرپذیری نیست. هنگام تماشای فیلم به نظر میآید که شما به جای بازی کردن، رفتار زندگی روزمره خودتان را دارید… من در زندگی، آدم کمحرف و آرامی هستم. در جشنواره فجر سال ۷۰ شما کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر بودید و در مورد شما، خیلی صحبت بود که جایزه حقتان است. نظرتان در این مورد چیست؟ مهم این بود که در اولین فیلم، نظرهای مثبتی درباره کارم و کل فیلم شنیدم و این بهترین جایزه بود. کسانی که جایزه گرفتند، مورد تایید و احترام من هستند و به عنوان پیشکسوت، جایزه را حق آنها میدانم. شما گفتید فیلم زیاد نمیبینید آیا تاثیر فیلم دیدن را روی کار یک سینماگر و به طور مشخص بازیگر نفی میکنید؟ اگر فیلم دیدن به قصد تقلید باشد، این کار را نمیپسندم. اعتقادی به این نوع تاثیرپذیریها ندارم. بازیگر نقش را باید بر اساس شناختی که از شخصیت مورد نظرش دارد، ارائه دهد. یک بازیگر به نظر من از دنیای اطرافش بیشتر میتواند الهام بگیرد. ما نباید زیاد با واقعیتهای پیرامونمان بیگانه باشیم. نمونههای واقعی آن آدمها در اطرافمان زیادند و میتوانند منبع آموختن باشند. من منکر یاد گرفتن فنون بازیگری نیستم. اما با بحث و تعمق درباره یک شخصیت بهتر میشود نقش او را بازی کرد. شبی که فقط ۱۱ تماشاچی در سالن بود در طول تجربههای تئاتریتان کمترین تماشاگری که در یک شب داشتید چند نفر بود؟ ۱۱ نفر، در یک شب اجرای نمایش «شکست غروب» به کارگردانی رضا شالچی در تالار وحدت. بیشترینش؟ حدود ۴۰۰نفر برای همان نمایش. تماشاگر، تماشاگر میآورد. آن شبی که با ۱۱ تماشاگر نمایش را اجرا کردید، حالتان چطور بود؟ بد… خیلی بد… اما فقط به خاطر… میخواستم به همین جا برسم… بله. میفهمم. اما تئاتر همین است. یک استادی با ما کار میکرد که این را گفت: «تئاتر همین است، شب اول است.» گفتید شبی که ۱۱ تماشاگر داشتید، حالتان خوش نبود، به هر حال شما در آن لحظه که زندگی میکردید نداشتن تماشاگر کافی برایتان ناگوار بوده و این قابل انکار نیست. ولی با همان حال، ما تمام سعی خودمان را کردیم. این اتفاق منحصر به تئاتر نیست. در سینما هم این اتفاق میافتد. تئاتریها اصطلاحی دارند با این مضمون که «بازیگر به نفس تماشاگر زنده است». بازیگر سینما در سالن کمتماشاگر حضور ندارد، اما بازیگر تئاتر در سالن سرد و خلوت، یخ میزند. به هر حال برای شخص من، نفس همان ۱۱ تماشاگر فرقی با ۴۰۰نفر ندارد. من در هر حالی و با هر تعداد تماشاگر، کار خودم را انجام میدهم. شما نمیدانید صدای دست زدن همان تماشاگر اندک در سالن چه طنین خوشی دارد. فیلم شناسی ابوالفضل پورعرب . نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : چهارشنبه 25 بهمن 1391 :: نویسنده : مریم
برندگان جشنواره فجر(سودای سیمرغ): ![]() ![]() * جلوههای ویژه میدانی 1. محسن روزبهانی (استرداد) 2. عباس شوقی (جیببر خیابان جنوبی) 3. آرش آقابیک (دهلیز) 4. محسن روزبهانی (زیباتر از زندگی) 5. رضا ترکمان (عقاب صحرا) 6. اصغر پورهاجریان (گناهکاران) * جلوههای ویژه بصری 1. مجید شوندی (استرداد) 2. امیر سحرخیز (ترنج) 3. محراب مشهدبان (دهلیز) 4. بهنام خاکسار (عقاب صحرا) 5. پیام نبوتی (فرزند چهارم) * صداگذاری 1. محمدرضا دلپاك (استرداد)ایرج شهزادی (جیببر خیابان جنوبی) 4. فرامرز ابوالصدق (دربند) 5. مهران ملكوتی (گناهکاران) * صدابرداری 1. حسن زاهدی (استرداد) 2. منصور شهبازی (دربند) 3. وحید مقدسی (دهلیز) 4. نجفی / دانشمند (قاعده تصادف) 5. بهمن حیدری (گناهکاران) * طراحی صحنه و لباس 1. ایرج رامینفر (استرداد) 2. آتوسا قلمفرسایی (حوض نقاشی) 3. ایرج رامین فر (خسته نباشید!) 4. کیوان مقدم (دربند) 5. مجید میرفخرایی (رسوایی) * چهره پردازی 1. سعید ملکان (آسمان زرد کمعمق) 2. محسن بابایی (استرداد) 3. فاطمه و زهرا كمالی (دهلیز) 4. امیر اسكندری (رسوایی) 5. مسعود ولدبیگی (عقاب صحرا) * تدوین 1. بهرام دهقان (آسمان زرد کمعمق) 2. بهرام دهقان (استرداد) 3. مصطفی خرقهپوش (برلین منفی 7) 4. محمدرضا و میثم مویینی (جیببر خیابان جنوبی) 5. حمیدرضا قربانی (دهلیز) * موسیقی 1. ستار اوركی (استرداد) 2. حامد ثابت (برلین منفی 7) 3. آرمان موسیپور (خاک و مرجان) 4. فریدون شهبازیان (فرزند چهارم) 5. كارن همایونفر (هیس دخترها فریاد نمیزنند) * فیلمبرداری 1. پیمان شادمانفر (آسمان زرد کمعمق) 2. محمود كلاری (استرداد) 3. فرشاد محمدی (برلین منفی 7) 4. هومن بهمنش (دربند) 5. محمد آلادپوش (حوض نقاشی) 6. تورج منصوری (عقاب صحرا) * بهترین بازیگر نقش مکمل زن 1. پگاه آهنگرانی (دربند) 2. ندا جبرائیلی (قاعده تصادف) 3. زهرا داود نژاد(کلاس هنرپیشگی) 4. مریلا زارعی (هیس دخترها فریاد نمی زنند) 5. شقایق فراهانی (گناهکاران) * بهترین بازیگر نقش مکمل مرد 1. رامبد جوان (گناهکاران) 2. مسعود رایگان (برلین منفی 7) 3. یداله شادمانی (خسته نباشید) 4. محمدرضا شریفی نیا (رسوایی) 5. بهرنگ علوی (دربند) 6. فرهاد قائمیان (استرداد) * بهترین بازیگر نقش اول زن 1. نازنین بیاتی (دربند) 2. هانیه توسلی (دهلیز) 3. نگار جواهریان (حوض نقاشی) 4. الهام حمیدی (گهواره ای برای مادر) 5. ترانه علیدوستی (آسمان زرد کم عمق) * بهترین بازیگر نقش اول مرد 1. مهران احمدی (روز روشن) 2. امیر جعفری (قاعده تصادف) 3. اکبر عبدی (رسوایی) 4. رضا عطاران (دهلیز) 5. حمید فرخ نژاد (استرداد) * فیلمنامه 1. رضازاده / طالب زاده (استرداد) 2. پرویز شهبازی (دربند) 3. علی اصغری (دهلیز) 4. بهنام بهزادی (قاعده تصادف) 5. محمدسام قریبیان (گناهکاران) * کارگردانی 1. علی غفاری (استرداد) 2. پرویز شهبازی (دربند) 3. بهروز شعیبی (دهلیز) 4. بهنام بهزادی (قاعده تصادف) 5. علیرضا داودنژاد (کلاس هنرپیشگی) * بهترین فیلم 1. محسن آقا علی اکبری/ بنیاد (استرداد) 2. پورشریف / موسسه (برلین منفی 7) 3. سمواتی / بنیاد (دربند) 4. محمود رضوی مجد (دهلیز) 5. فرامرز قریبیان (گناهکاران
نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : جمعه 21 مهر 1391 :: نویسنده : مریم
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته میشود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت وزمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ... > > جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطراتخوشی که از دیگران داریم آنها را > دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. > هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس > هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش > خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم. > > دوستدارتو : بابالنگ دراز نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : مریم
به هر تابوت خالی که رسیدی بغل کردیش گفتی بسه برگرد آخه تنها واسه تابوت خالی مگه چند سال میشه مادری کرد یه دست خالیو یک عمر با عشق نشستی با یه دریا پاک کردی آخه جای منی ک زندگیتم چجوری یه پلاکو خاک کردی نشستی حقتو از من بگیری نشستی دست و پاهامو بیارن نشستی بلکه شاید بعد یه عمر یه روزی استخونامو بیارن اگه تنها به دریا دل سپردم ببین پشتم یه دریا مرد مادر یروزی با من از این سنگر سرد یه لشکر مرد برمیگرده مادر از اون لالایی هایی که نخوندی چشای خیلیا رو خواب برده نه طوفانی نه سیلابی نه موجی عجیبه خیلیارو آب برده «روزبه بمانی»
نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : چهارشنبه 11 مرداد 1391 :: نویسنده : مریم
چهارشنبه 11 مرداد 1391 :: نویسنده : مریم
چهارشنبه 11 مرداد 1391 :: نویسنده : مریم
چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: نویسنده : مریم
[http://iran-dubbing.persiangig.com/video/9977781606db85ace7aabcbbe1451799226400.flv] ![]() تولد : 1348 - آبادان
شروع حرفه ای دوبله : 1370 استادها : تمام گویندگان سریال ارتش سری اولین نقش شاخص : سریال ارتش سری نقش های شاخص : سریال : فونیکس(پیتر فیتفول) – تنهاترین سردار(نادر رجب پور) – رودخانه برفی(فرانک) – گروه ضربت(لاکسون) – افعی(فرانکی) – گرگ آسمان( جو استرینگ) – جنایت های غیر حرفه ای( کاپیتان) – عمر خیام(سلطان ملکشاه سلجوقی) فیلم سینمایی : پدرخوانده2 – مخمصه(وینگرو) نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مریم
نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مریم
حسنی: "مسیر انحرافی" ربطی به "لاست" ندارد/ سریالهای نوروزی رقیب نیستند راسخون : فرزاد حسنی
نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : پیوندهای روزانه پیوندها
آمار وبلاگ
|
||