تبلیغات
ایران دوبله
 
ایران دوبله
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مریم
نویسندگان
نظرسنجی
شما به صدای کدام هنرمند علاقه مندید؟ می تونید بیشتر از یک انتخاب داشته باشید













شنبه 19 اسفند 1391 :: نویسنده : مریم


ستاره دوست داشتنی ایران در اوج بودی در اوج هستی و در اوج خواهی ماند و یادت همیشه در قلب و فکر مردم خوبمان«مردم خوبت» زنده خواهد بود و بدان همیشه  دوستت خواهیم داشت.ای تازه داماد عروس ای بزرگ غریبانه و تنهاترین سردار سینمای ایران ما با فیلم های خوب تو  زندگی کرده ایم و خواهیم کرد و هروز سلامتیت را با تمام وجود از خدای مهربان آرزومندیم و دعایت میکنیم و بدان که تنها نیستی که قلب میلیون ها انسان برای بهبودت می طپد و تو خود ای ستاره ی بی غروب با امیدخواهی نواخت موسیقی دلنشین زندگی را و تک تک نت هایش را از سر خواهی نوشت   


روزنامه خراسان: دل پردردی دارد! و کوله باری از گلایه! وقتی با سوز و گداز حرف می زند باور نمی کنی که این آقا همان هنرمند جوان دهه ۷۰ سینمای ایران است که نامش بر سر زبان ها بود، همان تازه داماد فیلم «عروس»، فرمانده فیلم های مردی از جنس بلور و مردی شبیه باران، عادل فیلم «نرگس» و…

 ابوالفضل پورعرب طی سال ها فعالیت در سینما به نقش های مختلف جان بخشید و در ذهن ها ماندگار شد. او به علت بیماری بسیار ضعیف شده است اما «پورعرب» هم چنان برای ما «پورعرب» است؛ همان سوپراستار دهه ۷۰ با کوله باری از تجربه.

وقتی مشغول بازی در فیلم تلویزیونی «جاودانگی» در بجنورد بود با او تماس می گیرم تا به دیدارش بروم اما چون لوکیشن ضبط فیلم داخل زندان بود، اجازه ورودم به آن جا داده نشد، بنابراین قرار این دیدار را به پایان بازی اش موکول کردم.

 عصر روز پایانی بازی اش در باباامان بجنورد به همراه چند نفر از همکاران با او دیدار کردیم و زمینه این گفت و گو هم برایم فراهم شد. آن قدر مهربان و صمیمی بود که از هر بابی سخن گفتیم. گفت و گوی خراسان را با این بازیگر با تجربه سینما و تلویزیون در ادامه می خوانید.

 

در شروع این گفت و گو می خواهم از حال و هوای «ابوالفضل پورعرب» دهه ۷۰ که ستاره سینمای ایران بود بپرسم.

** حال عمومی ام بد نیست، اما هنوز ناخوش احوالم و اگر بازی در فیلم «جاودانگی» را پذیرفتم فقط به دلیل دوستی دیرینه ام با «محسن توکلی» کارگردان فیلم است. این نکته را هم بگویم که در مجموع فضای کلی هنر و سینما خوشایند نیست. در دیداری که وزیر ارشاد با صنوف مختلف داشت، مشکلات را مطرح کردیم. ضمن این که معتقدم انحلال خانه سینما یکی از بهترین کارهایی است که وزارت ارشاد انجام داد.

یعنی از انحلال خانه سینما رضایت دارید؟

** بله، به هر صورت فضای خوبی نداشت. هر کس که می خواست وارد سینما شود از کانال خیابان انتخاب می شد نه خانه سینما! انجمن بازیگران آن ها را انتخاب نمی کردند، اکنون ۵ سال است که عضو خانه سینمای سابق نیستم. در کل فضا و بازی در سینما سخت شده است.

چه طور شد در دهه ۷۰ که ورود به عرصه بازیگری مشکل بود و به راحتی نمی شد ستاره شد به ستاره سینمای ایران تبدیل شدید؟

** هیچ وقت فکر نمی کنم ستاره سینما شدم، چون سینما ستاره ای ندارد؛ در واقع سینما هیچ ارزشی ندارد که ستاره ای داشته باشد. جایی که به راحتی خیلی ها پول می دهند و در آن بازی می کنند یا آن شخصی که بدون گذراندن دوره بازیگری و تحصیل در این رشته بازی می کند. به بازیگرانی که در این رشته تحصیل کرده و تئاتر خوانده اند کار نمی دهند. بنابراین بازی در سینما عشق و انگیزه ای ندارد و خیلی خوشحالم که در آن کمتر حضور دارم.

پس خودتان چگونه وارد سینما شدید؟

** من در این رشته تحصیل کردم و در تئاتر بازی می کردم. روزی آقای «بهروز افخمی» به تئاتر شهر آمد و من را برای بازی در فیلم «عروس» انتخاب کرد. البته آن مقطع تصور می کرد من به هیچ عنوان سینما را نمی شناسم البته من برای بازی خودم سخن نمی گویم بلکه راجع به آدم هایی صحبت می کنم که خیلی به گردن این سینما حق دارند.

به طور مثال چه کسانی؟

** آدم هایی که سوخته اند و دیگر در سینما نیستند. خیلی ها زحمت کشیده اند و دیگر نیستند. من، «اکبر عبدی» و «خسرو شکیبایی» و امثال این دوستان سال ها نقش اصلی را در فیلم ها بازی کردیم. متأسفانه عده ای دیگر در سینما نیستند، داستان این است که عده ای در این رشته تحصیل کرده اند و اکنون دارند آواز می خوانند! نمی دانم یعنی چه. خیلی بد است که ما در این شرایط هستیم.

در دهه ۷۰ چهره ای محبوب و مشهور بودید. داشتم به ا%D B�ن فکر می کردم که شاید برخی اتفاق ها در زندگی یک هنرمند باعث می شود که از مسیر اصلی اش دور شود، چون در برنامه «هفت» گفتید که درگذشت خواهرتان شوکی به شما وارد کرد و وقفه ای طولانی در فعالیت شما ایجاد کرد.

** من وقتی بازی در فیلم «قرمز» را نپذیرفتم به «فریدون جیرانی» برخورد و ۵ سال درباره ام مطلبی در هفته نامه خودش منتشر نکرد، اما کناره گیری ام ربطی به حاشیه ندارد. من مبتلا به سرطان ریه شدم. سال ها پیش که در فیلم «بهشت پنهان» در پاریس بازی می کردم ضربه ای به من خورد که ۲ روز در بیمارستان بستری بودم و بعد از پایان فیلم به تهران آمدم و بیماری ام را پیگیری نکردم تا این که در مجموعه «وضعیت سفید» حالم بد شد و ۱۱ روز در کما بودم و جراحی داشتم. این نکته را هم بگویم که سوپراستار نبودم که کناره گیری کنم.

 

قبول دارید که عده ای به عشق «ابوالفضل پورعرب» به سینما می رفتند و عکس شما روی جلد مجله ها و بیلبورد بر فروش گیشه تأثیر داشت؟

** من خودم را باور نداشتم، چون هیچ زمان خودم را درگیر این مسائل در زندگی ام نکردم و نخواستم مغرور شوم. وقتی انسانی تغییر می کند، علامت خطری است و باید خیلی از لحاظ آسیب های اجتماعی مراقب خود باشد. در هر حرفه ای این مشکلات وجود دارد، مهم این است که وقتی انسان کار می کند، رفتاری معقولانه و انسانی داشته باشد. من درگیر شهرت نبودم. چندین مرتبه در جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ شدم، اما به من جایزه ندادند! و بعد از ۷ سال که نامزد بازیگری در جشنواره شدم به من جایزه دادند. معتقدم هنرمندان باید مراقب شخصیت خود باشند تا آسیب نبینند و این سینما چیزی ندارد که انسان بخواهد در آن کار کند.

چرا اکنون هر پیشنهادی که برای بازی به شما می شود می پذیرید؟

** رابطه دوستانه ای با «محسن توکلی» کارگردان فیلم «جاودانگی» داشتم و باعث شد در آن بازی کنم. کارگردان گفت می خواهم امضای تو پای فیلمم باشد هم چنین تولید یک فیلم سینمایی ۲ ماه طول می کشد و من به دلیل بیماری و ناتوانی ام نمی توانم کار کنم. البته کیفیت فیلم های سینمایی هم پایین آمده است، ما به واقع داریم به بیراهه می رویم.

با بازی در فیلم «عروس» بهروز افخمی به شهرت رسیدید و در جشنواره فیلم فجر از بازی تان تجلیل شد. نظرتان درباره آن چیست؟

** فیلم نامه ای نوشته می شود و ما بازی می کنیم، وقتی فیلمی اکران می شود برخورد مردم برایم اهمیت دارد و با همه مسائل موجود چه خوب و چه بد برای نقش زحمت می کشم و نمی توانم بگویم که برای ارائه نقش انرژی نمی گذارم. همان گونه که اشاره کردم در تئاتر شهر مشغول بازی در نمایش «حاکم یک شبه» بودم که هم بازی هایم «مصطفی کاری»، «مجید مظفری» و «جهانگیر الماسی» بودند که به انتخاب «بهروز افخمی»، داماد فیلم «عروس» شدم.

بازی قابل تحسین تان در فیلم «مردی شبیه باران» سیمرغ بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را برایتان به ارمغان آورد و این تنها سیمرغی بود که گرفتید. هنگام دریافت این جایزه چه احساسی داشتید؟

** هنوز هم سیمرغم را دارم. وقتی بعد از ۷ سال در جشنواره فیلم فجر به من جایزه دادند و پرسیدند چه احساسی داری گفتم خیلی وزنش سنگین بود! جوایز بسیاری گرفته ام. جایزه تأثیری در روند کاری ام نداشت. وقتی که کار می کنم نمی توانم کم بگذارم، مردم برایم اهمیت دارند.

 

دستمزدی که از بازیگری می گیرید راضی کننده است؟

** اکنون ۳ برابر آن دوران دستمزد دریافت می کنم. شعرهایم هم قرار است به زودی چاپ شود.

نسل جدید سوپراستارهای سینمای ایران را چگونه می بینید؟ آیا توان جذب تماشاچی به سینما را دارند و فروش گیشه را تضمین می کنند؟

** هر دوره ای جوان خودش را دارد. اکنون به طور مثال «محمد رضا گلزار» مطرح شده است و خیلی خوب هم بازی می کند و عده ای علاقه مند دارد. مسلما عده ای به خاطر عکس روی جلد او به سینما می روند. آن موقع که جوان بودم تصور نمی کردم که مردم به خاطر من به سینما می روند اما اکنون که ۵۰ ساله شده ام با زمینه فکری و مطالعاتی بیشتری کار می کنم.

اگر سخنی در پایان باقی مانده است بفرمایید.

** من فیلم نامه «طلاق» را نوشته ام که برگرداننده فیلم «عروس» است و اگر «بهروز افخمی» نسازد خودم فیلم را خواهم ساخت. با «نیکی کریمی» هم درباره این فیلم مذاکراتی کرده ام. هم چنین صحبت هایی با «ضیاء هاشمی» کرده ام و «نیکی کریمی» پیشنهاد داد که به طور مشترک سرمایه گذار فیلم باشیم .صدا و سیمای خراسان شمالی هم پیشنهاد ساخت فیلم و مستندی درباره این استان داده است که امیدوارم بتوانم با آن ها همکاری کنم.

براشون دعا کنید 

به امید سلامتی و بهبود کاملشون



بهشت پنهانبهشت پنهان

فیلم جاودانگی محسن توکلی

جاودانگی

آواز تهرانهشت پنهان

لینک دانلود برخی از فیلمها:
http://www.persianhub.tv/watch/6521-mardi-az-jense-bolour

مردی از جنس بلور
______________
http://www.persianhub.tv/watch/ghasedak/

قاصدک
______________
http://www.persianhub.tv/watch/9330-ma-soum

معصوم
______________
http://www.persianhub.tv/watch/7814-eshgh-kafi-nist

عشق کافی نیست
_____________
http://www.persianhub.tv/watch/7939-javani

جوانی
_____________
http://www.persianhub.tv/watch/9874-dasthaye-aloodeh

دستهای آلوده
_____________
http://www.persianhub.tv/watch/8189-to-ra-dust-daram

تورا دوست دارم
_____________
http://www.persianhub.tv/watch/5361-tik

http://www.persianhub.tv/watch/1812-tik

تیک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 دی 1389 :: نویسنده : مریم

شاید یا حتما از نوشتم خوشتون نیاد و دوست داشتم بنویسم یه درد و دل بود خیلی ناراحت شدم <ولی نه بیشتر از خانواده و دوستان و همکارانشون>

 

اصلا باورم نمی شه که سلطان تیزر های تبلیغاتی<یادم نیست از کجا شنیدم>از بین ما رفته حتی نمی تونم فکرش رو هم بکنم یادم که میاد ناخواسته گریم می گیره یعنی از این به بعد صداش رو نمی شنویم،خنده هاش رو،یعنی دیگه... . گزارشگر فوتبالیست ها و ... انیمیشن راهنمایی و رانندگی<یا همون سیاساکتی خودمون«به سرم زد برم بخرم»>.اصلا دل صحبت کردن دربارش رو ندارم نمی دونم چرا نمی تونم فکرش رو بکنم که دیگه نیست که دیگه رفته باورم نمی شه خیلی سخته کسی رو از دست بدی حتی اگه اون آدم رو اصلا نشناسی و فقط صداش رو بشناسی و هروز بشنوی یا یکی از آشناهات باشه خیلی سخته وحشت ناکه کاش که دلبستگی اصلا وجود نداشت که بعدش جدایی باشه.یا حتی اون کس یه فردی باشه که هروز از جلوش رد شی و فقط نیم نگاهی بهش بندازی و ماه ها اونجا نشسته و تو فقط نگاهش می کنی و یه روز ببینی اون آدم اون دیگه نیست بعدش بفهمی که مرده<چه لغت سنگینیه> حالت بد میشه شاید حتی اگه بیشتر بهش فکر کنی گریت هم بگیره.سخته. ولی من نمی دونم چرا چرا اینقدر از مرگ.... ناراحت شدم جدی میگم ساعت ها گریه کردم اولش که شنیدنم مثل الان ناراحت نشد، یعنی دیگه صداش رو نمی شنویم اون خنده هاش تون لحن بیانش نمی دونم چرا حالم بد می شه وقتی یادش می افتم. خوب تقدیره سرنوشت مرگ حقه،<اگه اینا رو نگیم دیگه چی بگیم.> خودم خودم چند سالی بیشتر نیست که شناختمش .ولی خیلی دردناکه .نمی دونم چرا سیل اشکها امونمو بعضی وقتها می بره مثل الان.

 

29/ 1/10/89

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : مریم

البته اصلاً فكر نمی‌كردم صدای خوبی دارم تنها این حسن را ازرفتار دیگران متوجه شدم كه اگر سوالی می‌شد و من جواب می‌دادم، همه طرف من بر می‌گشتند و نگاه می‌كردند. آن زمان با دوبلور خاصی آشنا نبودم.
بعدها به انجمن گویندگان رفتم و آنها گفتند ورود تو به این عرصه خیلی طول می‌كشد . از طریق یكی از دوستانمان در تلویزیون به آقای مانی معرفی شدم و در آنجا كار‌آموزی را شروع كردم و یك سال فقط طرز كار گوینده‌ها را نگاه كردم. البته امروز این طور نیست. داوطلبان می‌آیند، دیالوگ جلویشان ‌گذاشته می‌شود و جمله را می‌گویند. در صورتی كه آن
" بهرام زند درباره‌ كیفیت ترجمه و دوبله‌ فیلم‌ها، معیار‌های یك دوبله خوب و خاطرات خود روز گذشته در گفت‏وگو با ایسنا، صحبت‏های بسیاری داشت... "

موقع رسم بود كه باید كار گوینده‌ها را می‌دیدیم و گوش می‌كردیم.
این مدیر دوبلاژ از پابرجا بودن شیوه استاد و شاگردی در عرصه دوبله می‏گوید: امروز كسی كه تازه كار خود را شروع می‌كند، اگر ببیند كه ورود به این حرفه مقداری مشكل است و باید بایستد و صبر كند، راه خلاف را مانند انجمن گویندگان جوان پیش می‌گیرد. من معتقدم این انجمن كه اسم جوان را هم روی خود گذاشته‌ به حرفه‌ دوبله دست درازی كرده است .در صورتی كه باید در كنار گوینده‌های قدیمی می‌ایستادند و یاد می‌گرفتند كه جمله را چگونه باید گفت. كار دوبله، مانند دانشگاه نیست كه درس داده شود. ما حتی كلاس داشتیم و خیلی روی این قضیه بحث كردیم كه مثلا مباحث مربوط به این كاربرنامه‌ریزی و فهرست بندی شود و این كه به چه صورت چه كتاب‌های نوشته شود. ولی هیچكدام جوابگو نبود. هر كسی می‌خواهد وارد این عرصه شود ابتدا باید نحوه كار گویندگان را ببینید و كلمه كلمه در كنار گویندگان قدیمی این حرفه را بیاموزد تا به اصطلاح آهنگ دار حرف نزند و آهنگ از كلام‌ها گرفته شود تا صدا به صورت ناب درآید.
زند در جواب این سوال که آیا اقدامی برای تامین آتیه‌ گویندگان انجام شده است، اظهار داشت: مقوله دستمزد گویندگی و مدیر دوبلاژی با هنرپیشگی و كارگردانی خیلی فرق می‌كند. ورود فیلم‌ها توسط فارابی به طور محدود انجام می‌شد. پس كارها منحصر به تلویزیون شد و این سازمان نیز اجازه پخش هر سریال و هر فیلمی را نداشت. چون باید این آثار با شرایط جمهوری اسلامی همخوانی داشت و محدود شدن كارها موجب شد كه درآمد بیشتر گویندگان محدود به فعالیت‌های تلویزیونی شود و با صدا سر صحنه شدن فیلم‌های ایرانی، گویندگان از دوبله این آثار نیز محروم شدند. كار كردن با تلویزیون یك قیمت پایین بود. بعد از فعال شدن بخش خصوصی هم گویندگان فعالیت خود در تلویزیون را قطع نمی‌كنند. مثل یك حالت بازنشستگی؛ البته ما بازنشستگی نداریم. یعنی اگر من فردا صدایم را از دست دهم، تمام شده‌ام. یعنی انگار حضور نداشته‌ و نبوده‌ایم. یعنی دوبله یك كار ریسكی است و مثل حباب روی آب است كه هر لحظه ممكن است بتركد و انگار وجود نداشته است. كسی كه زندگی‌اش را فقط روی گویندگی، می‌گذارد ریسك بزرگی كرده است و خیلی از كسانی كه در این كار هستند این ریسك را كرده‌اند. برای همین است كه می‌گویم كسانی كه تشكیلات انجمن گویندگان جوان را ساخته‌اند، تجاوز به این كار كرده‌اند و حق كسانی را كه با این ریسك به اینجا رسیده‌اند را ضایع و اذیتشان می‌كنند. البته دوبله كار دوم بعضی گویندگان است. ولی این كار زمانی موفق است كه به عنوان شغل اول محسوب شود و با تمام عشق انجام شود. من این ریسك را كردم و دوبله را به عنوان كار
" ‌گویندگی را دوست داشتم . در زمان مدرسه نیز موقعی كه درس جواب می‌دادم، همه ساكت می‌شدند و صدای مرا گوش می‌دادند... "

اول و آخر خودم دانسته‌ام. با این اطلاع كه هر روزی كه مریض شوم یا صدا نداشته باشم، دیگر از دست رفته و تمام شده هستم كه این كار غیر از عشق چیزی نبوده است.
زند در بخشی دیگر از صحبت‏هایش گفت: كسانی كه تازه وارد این حرفه می‌شوند حتی ممكن است مدیر دوبلاژی هم بكنند.
یعنی این كار را بی ارزش و بی‌مقدار می‌بینند. در صورتی كه اگر قرار است این حرفه را درست انجام دهند خیلی كار مهم و مشكلی است، چرا كه یك مرحله تكنیكی و یك مرحله‌ دراماتیك دارد. در توضیح این دو مرحله باید بگویم تكنیك آن است كه شما بتوانید « لیپ سینگ » بگویید و با خنده هنرپیشه، بخندید و در صورتی كه این كار با حس توام شود حالت دراماتیك كار درمی‌آید و در تبدیل به یك كار تكنیكی – هنری می‌شود كه الان به نظر من خیلی از كارها فقط حالت تكنیكی دارد و خالی از جنبه‌های هنری – دراماتیك است. من نمی‌خواهم از كار خود تعریف كنم. ولی راجع به آنها جوابگو هستم.
معتقدم موقعی كه قرار است حس داخل كار شود، آن وقت قضیه خیلی فرق می‌كند در حالی كه در بیشتر آثاری كه مدت‌ها است دوبله می‌شود این اصل از یاد برده شده است.
زند در ارزیابی كیفیت آثار دوبله در شرایط كنونی گفت: اكنون آنقدر كارهای خوب محدوده شده است كه آنها دیده می‌شود. من عید دو فیلم به نام‌های «گلادیاتور» و «تحلیلش كن 1» را كار كردم، كه از بین 60 ، 70 فیلم كار شده در آن ایام، طبق گفته‌ی اطرافیانم و برخی از روزنامه‌ها موفق بود . بعد از گذشت 6 ماه كه «تحلیلش كن 2»پخش شده است دو روزنامه به دوبله‌ آن پرداخته بودند. ما حرف‌هایمان را با نوع كارمان می‌زنیم. در این فاصله فیلم‌های زیادی دوبله و پخش شد و بزرگانی در این زمینه كار كردند كه به خاطر سرعت، حس در كار آنها وجود ندارد. فقط سریع كار شده و متاسفانه یك صدای فارسی روی فیلم آماده است.
این دوبلور قدیمی در جواب این سوال که چه پیشنهادی برای افزایش كیفیت دوبله فیلم‌ها در كنار پخش روز افزون آن در سیما دارید؟ گفت: این كار احتیاج به برنامه‌ریزی دارد. می‌توان فیلم‌ها را طی سال تقسیم بندی كرد تا با فرصت و با كیفیت دوبله شوند. حیف است زحمات 57 سال قدمت دوبله به خاطر سرعت شب عید و ایام پرتراكم از بین برود.
بهرام زند، دوبلوری را نوعی بازیگری صدا می‏داند. هنگامی كه من فیلم میهن پرست مل گیبسون را دوبله و خودم جای گیبسون حرف می‌زدم، پس از دوبله صحنه‌ای كه پسر گیبسون از دست می‌رفت، گوینده‌ای كه به جای پسر او صحبت می‌كرد، بیرون رفت و گریه كرد. من خوشحالم كه ما هنگام دوبله بدون آن كه تصویری
" مقوله دستمزد گویندگی و مدیر دوبلاژی با هنرپیشگی و كارگردانی خیلی فرق می‌كند. ورود فیلم‌ها توسط فارابی به طور محدود انجام می‌شد... "

از ما پخش شود چنان با صورت خود بازی كردیم كه گویندگانی كه بصورت حرفه‌ای هنگام دوبله می‌خندند و گریه می‌كنند بدون آن‏كه واقعا این كار را انجام دهد، تحت تاثیر قرار بگیرند و گریه كنند. یا هنگام دوبله‌ «حس ششم» در صحنه‌ای خانم رادپور و شیرزاد كه جای مادر و پسر حرف می‌زدند طاقت نیاورند و یك دفعه زدند زیر گریه و من آمدم بیرون و نیم ساعت این دو را رها كردم و گذاشتم كه تخلیه روحی شوند. اگر به این صورت كار انجام شود خیلی ارزشمند است. ولی مدیر دوبلاژانی هستند كه در روز دو فیلم سینمایی كار می‌كنند و به خود می‌بالند كه آنقدرفرز هستیم كه در روز دو سینمایی كار می‌كنیم. من اصلا به این جور كار كردن عقیده ندارم البته مدیر دوبلاژ كندی هم نیستم. كار ما مثل فوتبال است، دروازه‌بان 200 توپ را می‌گیرد. ولی اصلا دیده نمی‌شود ولی اگر یك گل بخورد، دیده می‌شود . ما هم اگر كار‌های خوبی انجام دهیم، دیده نمی‌شود ولی در مورد یك كار بد ما صحبت می‌شود.
زند معتقد است که مدیر دوبلاژ باید صداها را كارگردانی كند. وی از معیارهایی که برای انتخاب گوینده‌ها دارند، اینطور برایمان می‏گوید: خیلی ذهنم را برای كار می‌دهم. مثلا چند كار آموز به ما معرفی كردند. من به اینها جمله جمله نقش می‌دادم. هر بار كه برای دیالوگ دستم را دراز می‌كردم آن خانم اسمش را به من می‌گفت . اما اسم او یادم می‌رفت . شاید تا شب 10 بار من یك جمله‌ای به این خانم دادم ولی متاسفانه اسمش یادم نبود. چون حواسم به كار بود.
ماه‏ها گذشت روزی در خانه نشسته بودم و شبكه خبر را می‌دیدم، دیدم این خانم آشنا است و اسم او حباب عظیمی زیر نویس شد. یادم آمد این خانم 10 بار به من گفت «حباب عظیمی» .
من جنگجویان كوهستان را كار می‌كردم. خودم جای لین‌چان حرف می‌زدم، در حدود چند تا رل ثابت داشت كه یكی از آنها كائوچیو بود و چند هنرپیشه‌ میهمان در هر قسمت حضور داشتند و با توجه به این كه بر اساس خلاصه داستانی و میمیك صورت بازیگران دیالوگ‌ها را می‌نوشتم، آنهارا حفظ بودم. گوینده‌ای كه جای كائوچیو حرف می‌زد مخصوصا یك كلمه‌ای را كه لطمه به اصل دیالوگ نمی‌زند، نگفت. این در حالی بود كه من جای لین‌چان حرف می‌زدم و گویندگان دیگر نیز نقش‌های خود را؛ با این وجود می‌فهمیدم كه آن یك كلمه را نگفت. یعنی آن قدر تمركزم زیاد است كه هم نقش خود را می‌گویم و هم مواظب دیگران هستم كه رل خود را درست می‌گویند و نه. گوینده كائوچیو گفت: موهای تن من سیخ شد. من باورم نمی‌شود كه تو فهمیدی. در جواب او گفتم: دیالوگی را نوشته‌ام، حفظ هستم. دیالوگی كه این قدر روی آن كار شود این نتیجه را می‌دهد كه آن موقع این سریال اجق وجق ژاپنی مردم را جمع می‌كرد و آن را تماشا می‌كردند.

http://www.doblehfarsi.blogfa.com/post-63.aspx





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : مریم

شخصیت/دوبلور:



مایکل /منوچهر والی زاده



لینکلن/محمود قنبری

مدیر دوبلاژ


ورونیکا/مینو غزنوی


گرچن مورگان/زهره شکوفنده


سارا/مهرخ افضلی


سوکره/رضا آفتابی


تی بگ/تورج مهرزادیان


الکس ماهون/تورج مهرزادیان


رئیس زندان/میثم نیکنام


جان آبروزی/میثم نیکنام


افسر بلیک/علیرضا دیباج


ژنرال/ناصر احمدی


بازرس سلف/پرویز ربیعی


ال جی-توینر/حسین سرآبادانی


معاون رئیس جمهور/شراره حضرتی


جیمز ویسلر/بهروز علیمحمدی


هیوایر-نیک آروین/بهروز علیمحمدی


مادر مایکل/کتایون اعظمی



پل کلرمن/امیر منوچهری



http://www.artcm.ir/post/729





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : مریم

                                       تورج مهرزادیان                  

تورج مهرزادیان، یكی از خوش صداترین و موفق ترین گویندگان و مدیران دوبلاژ هستند.ایشان هم در بازیگری و هم در كارگردانی تئاتر موفق بوده اند.

تورج مهرزادیان :مدیر دوبلاژ و گوینده سریال ایرانی باغ گیلاس،سریال پزشك دهكده،فیلم توماس و  راه آهن جادویی، سریال رابینسون كرزو، گاراگاهان كهنه كار،بلندای فرو دست،دوشیزه جوان و مرگ، باجه تلفن،خانم مارپل،88 دقیقه،

ایشان متولد 19 دی ماه 1329 تهران اند و در سال 1345 از طریق یكی از دوستانشان به رادیو دعوت شدند. اولین نمایشنامه ای كه بازی كردند" دكتر فاوست "  به كارگردانی فرامرز باصری بوده.

در سال 1355 با فراخوانی از انجمن گویندگان فیلم بنا بر تقاضای صاحبان استودیوها كه طالب گویندگان جدید برای دوبله فیلمهای خود بودند ایشان به اتفاق صد نفر برای دوبلور شدن به استودیو مراجعه كردند و طی امتحانی مورد قبول واقع شدند. بعد ها ایشان عضو انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم شدند. در سال 62 ـ 61در فیلم كوتاهی به نام " خون آباد " به كارگردانی آقای منصور تهرانی بازی كردند و در همان سال در فیلم بلند دیگری از این كارگردان بنام یار دبستانی یا " از فریاد تا ترور" بازی كردند.

ایشان در فیلم های  مرز(جمشید حیدری تفنگدار(جمشید حیدری) و سریال یكی از این روزها(فریدون فرهودی) بازی كرده اند.ایشان مدیریت دوبلاژ را از سال 69-70 شروع كرده اند.ایشان تا به حال گویندگی بازیگرانی چون:كی فر ساترلند ، جیسون استاتام، ساموئل ال جكسون، هاروی كیتل و ... كرده اند. ایشان همراه گویندگانی چون سعید مظفری و خسرو شكیبایی جز معترضان بودند.

Mehrzadian_809958578232250344.jpg

 گوینده 2 نقش از کاراکترهای فرار از زندان که واقعا عالی کار شده به جرات می تونم بگم اگه این سریال رو دوبله نشده میدیدم این طور نمی تونستم با شخصیت هاش ارتباط بر قرار کنم و به قولی با سریال زندگی کنم شاید این حرف تنها برای من نباشه کسانی که این سریال رو دیدن با دوبله این گفته را قیول داشته باشین  زبان اصلی این سریال به این شدت تاثیر گزار نیست بخصوص با صدا ها و گویندگان عالی چو آقای مهرزادیان و دیگر هنرمندان.الحق گویندگان بجایی انتخاب شدن و صدا ها واقعا به بازیگرها می خوره.من شخصا بیشتر از الکس ماهون خوشم میاد و البته مایکل هم خوبه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آذر 1389 :: نویسنده : مریم

ژرژ پطروسی

 

آقای ژرژ پطروسی اگه زیادی غلو نکنم یه جورایی عیدانه ما بودن البته قبلا هم اینو

 گفتن ولی این 

حرف دل خودمم هس چون همیشه می گفتم چرا رفتن و چرا بر نمیگردن و وقتی خوب

 خیلی دیرشده

بودش خبر و شنیدم که عید سال 89 برگشتن خیلی .ذوق کردم اون موقه البته خودمم از

 قبل یه

 حدسایی زدم و لی باورم نمی شدش که برگشتن. یه فیلمی بود شبکه 4که ایشون یکی از

 گوینده هاش

 بودن و و غیر از ایشون آقای کسری کیانی هم بودن که خوب گفتم فیلم قدیمیه و کسری

 کیانی هم نمی

 تونسته در اون زمان که شاید اولین کارهاش بوده این طور نقشی داشته باشه و اگه

 جدید نبوده که

 پس آقای پطروسی برگشتن و بعدشم فهمیدم که واقعا برگشتن کلی ذوق کردم.

آقای پرسی واقعا خیلی فعالنا برنگشته کلی فیلم سریال کار کردن همین فیلمه که در

 بارش گفتم حلالم

 کن و فلم تندر شکن که دارن میذارن یا اینکه میخوان تلافی این همه سالی که نبودن در

 بیارن یا اینکه

 طرفدارانشون خیلیه.خوب مثل اینکه زیاد شدش و هرچی که هست خیلی خوب شدش

که برگشتن و

 خدایی هنوز صداشون تکون نخورده هنوز هم خوبه خوب بگذرین پای من بشینین تا

 صبح حرف

میزنم و لی خوب ذوق کردم دیگه خودم که خیلی طرفدارشونم کلی.  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بترین حالت یه آدم اینه که خودش  پیش خودش کوچیک بشه خودش خودش رو دست کم بگیره  اونوقته که بعدش احساس میکنه از بقیه کمتره پایین تره ولی درصورتی که اصلا اینطور نیست به نظر من هر آدمی منحصر به فرده خاصه  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 آذر 1389 :: نویسنده : مریم

روزهای پایانی سال 1319بود که منوچهر والی زاده به دنیا آمد. او 18سال بیشتر نداشت که بد از اجرای چند تئاتر آماتوری به تئاتر تهران راه یافت و در نمایشنامه ای که به کارگردانی خانم مورین اجرا می شد نقش کوتاهی ایفا کرد. والی زاده بعد از مدتی وارد کار دوبله شد و بعد از چند سال کار آموزی، از عهده دوبله نقش اول فیلم دختر بنفشه فروش بخوبی برآمد. بازی در فیلم سینمایی«خداداد» نخستین تجربه بازیگری او در سال 1340 بود و تا سال 1357 در بیش از 18 فیلم سینمایی بازی کرد. والی زاده از پیشکسوتان خوش صدای هنر دوبله ایران است که به دلیل طراوت و آهنگ دلنشین صدایش بیشتر به جای کاراکتر های جوان حرف می زند. وی همچنین سابقه بازیگری و گویندگی و رادیو را هم در پرونده هنری خود دارد. صدای او باشخصیت جیم وست در سریال تلویزیونی وست زبل و زرنگ به محبوبیت بالایی در ایران دست یافت.او تاکنون در فیلم و سریال های تلویزیونی بسیاری از جمله شخصیت دیده بان در فیلم دیده بان رابرت واگنر در فیلم های گوشه گیران آلتونا، آسمانخراش جهنمی، گرگ های جوان، تام کروز در فیلم های متولد چهارم جولای، بالاتر از خطر، مرد بارانی، ماگنولیا، آخرین سامورایی، جانبی و ... به عنوان دوبلور حضور داشته است. والی زاده حادثه ای ترین حادثه زندگی اش را مرگ برادرش پرویز والی زاده می داند و می گوید: بزرگترین ضربه ای که در زندگی خوردم مربوط به مرگ برادرم است. او خاطره تلخ از دست دادن برادر را این گونه روایت می کند: بهمن ماه سال 48 بود. در بیشتر شهر های کشور برف شدیدی می بارید. برادرم پرویز که آن زمان در خبر گزاری کار می کرد برای تهیه خبر به شهر های شمال سفر کرده بود. زمستان سردی بود. دقیق یادم هست. روز دوشنبه بود که از طریق رادیو متوجه شدیم در جاده هراز بهمن آمده است. خدا، خدا می کردم که پرویز مسافر آن شب جاده نباشد، اما بی خبری از او خلاف انتظار را ثابت می کرد. تا این که روز پنجشنبه به طرف شمال حرکت کردم. می گفتند جنازه ها در بیمارستان هلال احمر آمل است. خودم را به بیمارستان رساندم. حدود 300جنازه بود. فقط خدا می داند که چه حالی داشتم. پرویز برادر بزرگترم بود. زمانی که جنازه ها را نگاه می کردمم صورت 4دختر و پسرش یک لحظه جلوی صورتم محو نمی شد. دلم می خواست پرویز را  از آنجا نبینم و سریع به بچه هایش خبر دهم که پدرشان هنوز زنده است، اما بعد از نیم ساعت جستجو پیکر بی جان و سرد پرویز، همه امید هایم را نقش بر آب کرد.  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 آبان 1389 :: نویسنده : مریم

سلام یه سوال شمایی که سر میزنید به وب من میدونید که بازیگر امام رضای ولایت عشق کی هست البته خودم میدونم میخام بدونم که چقدر هستن که میشناسن بعد من بیوگرافی کامل  و اسم فیلم ها و عکسهاش رو میزارم من خیلی دوسش دارم توی دوتا سریال جدید هم بازی کرده خاهش میکنم نظربدین باشه

تا الان فقط یه نظر این خیلی بده باز هم  نظر بدین لطفا باشه یه نظر خیلی کمه میدونم میدونین پس بگین کیه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
«علیرضا باشكندی» گوینده و مدیر دوبلاژ در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس در خصوص تازه‌ترین فعالیت‌هایش در زمینه دوبله، اظهار داشت: در حال حاضر مشغول دوبله سریال «سرزمین بادها» هستم كه علاوه بر مدیر دوبلاژی، به جای نوه جومونگ (موهیول) نیز صحبت می‌كنم.
وی در ادامه در مورد همكارانش در پروژه «سرزمین بادها» نیز اظهار داشت: «حسین عرفانی» (تسو)، «منوچهر زنده‌دل» (یوری)، «كسری كیانی» (كی‌میانگ)، «افشین زی‌نوری» (دوجین)، «نادر كی‌مرام» (یوجین)، «امیر عطرچی» (ماهو وانگ)، «امیر محمد صمصامی» (مارو)،‌ «فریبا رمضان‌پور» (هیاپ) و «نرگس فولادفند» (یئو) حضور دارند.
باشكندی در ادامه به فارس، گفت: دوبله سریال «سرزمین بادها» در استودیو جام‌جم همچنان ادامه دارد و تاكنون 21 قسمت كار دوبله انجام شده و 15 قسمت آن باقی‌مانده است.
این مدیر دوبلاژ با ضعیف خواندن دوبله‌های شبكه‌های فارسی‌زبان خاطرنشان كرد: فیلم‌های پخش شده از این شبكه‌ها صرف‌نظر از دوبله‌های سخیف آن، به دلیل جذابیت در فرم و روایت خطی، مخاطب دارند و تماشاگران ضمن اشراف به نازل بودن سطح كیفی آن، به این فیلم‌ها گرایش دارند. تمایل مخاطبان به تماشای این‌گونه فیلم‌ها دلیل بر پایین بودن سطح كیفی دوبله فیلم‌های پخش داخل‌ (صدا و سیما) نیست.
باشكندی در پایان این گفت‌وگو با اشاره به فعالیت‌های اخیر صدا و سیما مبنی بر ساخت فیلم‌های جذاب و پرمخاطب، اظهار داشت: فیلم‌های خوش‌ساخت، جذاب و با محتوا كه اخیراً از شبكه‌های سیما پخش می‌شود، برای آشتی‌ مخاطبان با تلویزیون بسیار مؤثر است،‌ گرچه در زمینه دوبله اگر سرعت در سفارش و تولید آثار كنترل شده باشد و كار را به دست كاردان بسپاریم، بی‌شك با جذب مخاطب رو به رو خواهیم بود.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 آبان 1389 :: نویسنده : مریم

تولد : 1355، تهران. تحصیلات: لیسانس کامپیوتردانشگاه آزاد تهران. شروع حرفه ای دوبله: 1372. سایرفعالیتها : بازیگری درفیلم سینمائی مرد نامرئی(فریال بهزاد) اجرای برنامه های زنده تلویزیونیاز1374، برنامه های کودک و نوجوان شبکه دو ، طعم زندگی ، پل ، مسابقه گوی و میدان و... . فیلم : مردی با نقاب آهنین و اتاق ماروین ( لئوناردو دی کاپریو) ، ویل هانتینگ نابغه و آقای ریپلی با استعداد ( مت دیمون) ، هری پاترو زندانی آزکابان ( هری پاتر) ، رنگ پول ( تام کروز) ، سه گانه ارباب حلقه ها ( الیجا وود) ، در فیلمهای هندی به جای عامرخان ، سهیل خان و کارتون گارفیلد گربه-گارفیلد. فیلم افسانه شرلوک هلمز که جدید ساخته شده و عید 89از شبکه 4سیما پخش شده -شرلوک هلمز کحه زیبا هم بود.و موش سر آشپز -که از شبکه 2پخش شد-موش که اون هم زیبا بود.توی نمایش خانگی گویندش شخص دیگری بود

afshin_459992779571710238.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بی تعهدی و سرعت باعث بی کیفیتی شده، اینها مرا دلواپس می کند که آینده دوبله ما به «فارسی وان» برسد و متاسفانه روزبه روز به آن نزدیک تر می شویم.

بهرام زند

http://pic30.persiangig.com/z/987/%D8%B2%D9%86%D8%AF.jpg

می گوید از مصاحبه فراری ام. اصرار را همراه سماجت خبرنگاری می کنم تا دقایقی به مهمانی صدای آقای «ناوارو، شرلوک هولمز، هملت»، یا عمار یاسر در امام علی(ع) و... برویم. شرط می گذارد که سوالات، کلیشه و تکراری نباشد وگرنه باید از همان راهِ آمده باز گردیم! می پذیریم و راهی موسسه تصویر دنیای هنر می شویم. جایی که این روزها استاد مدیریت دوبلاژ بسیاری از فیلم ها و سریال های پرمخاطبی چون 24 را به عهده دارد. خوشبختانه سوالاتمان به مذاقش خوش می آید و چراغ گفت و گو روشن می شود!

گفت وگو با بهرام زند که دوبله را حوالی سال های 49-48 در استودیو تلویزیون فیلم خیابان خاقانی نزد گوینده خوشنام و نام آشنای آن روزهای رادیو و تلویزیون، مرحوم «مانی خواجوی ها» آغاز کرد و صداپیشگی در سریال «چاپار» جزء اولین های روزگار هنری اش است. روزگاری که این صدای 61 ساله را گاه بر سیمای رابرت دنیرو و مل گیبسون نشانده و گاه ژان رنو و شون کانری... بهرام زند، از اساتید شاخص و متواضع هنر دوبله که بسیار تاکید دارد عنوان «استاد» را از جلوی نامش، فاکتور بگیریم، ساعتی میهمان «خبرآنلاین» شد.

پای صدایتان سوختید و ساختید؟
خیلی بیش از آن چه فکر کنید.
سهم این صدا در سپیدی موی بهرام زند بیشتر است یا روزگار؟
توامان بوده ولی شاید بتوان سهم صدا را در سپیدی موهایم بیشتر دانست. من آدم حساسی هستم و سعی می کنم مسئولیتی را که بر عهده ام هست، با دقت انجام دهم. وسواس خاصی که از ابتدای کار تا اینجا به خرج داده ام زودتر از آن که باید پیرم کرد. دوبله از آن دست شغل هایی است که باید انرژی زیادی برایش صرف کرد. مثلا بهرام زند که 40 سال در این حرفه فعالیت می کند به اندازه 100 سال نیرو و توان صرف کرده است.

صدایتان چقدر می ارزد؟
(می خندد) من نمی توانم بگویم صدایم چقدر می ارزد اما مردم ارزشش را تعیین کرده اند. همین که پیگیر هستند و مثلا می خواهند بدانند چرا بهرام زند به جای فلان شخصیت صحبت نکرده، نشان دهنده این است که صدایم برایشان ارزش دارد.

فروشی نیست؟
صدایم؟
بله.
تا امروز که فروشی نبوده است و اتفاقا به همین دلیل هم پول زیادی را از دست داده ام. تبلیغات، آگهی ها و نریشن هایی که می توانست منافع خوبی برایم داشته باشد را قبول نکردم. اگر نریشنی هم خواندم راجع به ایران بوده است و البته آن هم بسیار محدود و گزیده.

پس چوب حراج به صدایتان نمی زنید؟
واقعا این کار را انجام نداده و نخواهم داد.
اما برخی صدایشان را به آسانی حراج می کنند!
خیلی ها با دید تجاری که نسبت به این حرفه دارند کمیت را فدای کیفیت می کنند و تنها تعدد کار برایشان مهم است.

خب صدای بهرام زند که نه فروشی است و نه قرار است حراج شود؛ خریداری هم دارد؟
خریدار این صدا مردم هستند. همین که هنوز با وجود گوناگونی سریال ها و فیلم هایی که از شبکه های مختلف سیما پخش می شود مجموعه های شرلوک هولمز، ناوارو، جنگجویان کوهستان و... در خاطرشان مانده و از یادآوری صدایم لذت می برند، برایم کافی است. خریداری بهتر از مردم سراغ دارید؟

مسئولان هم خریدار خوبی بوده اند؟
نه! این صدا روی خیلی از شخصیت ها، خوش نشسته و موردپسند واقع شده است اما برای مدیران اجرایی اهمیتی نداشته و به آسانی از آن گذشته اند.

مسئولان صدا و سیما به دوبله هم بهایی نمی دهند چه رسد به دوبلورها!
حق با شماست. البته خودشان گمان می کنند به دوبله و دوبلورها بها می دهند اما رفتارشان بیانگر این بی توجهی است.

از لحاظ مادی هم که حتما...
هزینه های پرداختی بسیار ناچیز است و قابل قیاس با دیگر عرصه های هنر به ویژه سینما نیست. البته با خارج از کشور هم که خیلی فاصله داریم.

یعنی نان صدایتان را نمی خورید؟
فکر نمی کنم.
مطمئنید؟!
صدا بخشی از کار ماست و در کنار آن، نقش انرژی توام با حس و تکنیک که باید به کلام منتقل شود نیز بسیار پررنگ است. ممکن است دوبلوری جمله ای بگوید و تا سال ها در جان مخاطب بنشیند اما دوبلور دیگری ساعت ها حرف بزند و رهاوردی جز سردرد نداشته باشد. تنها به خاطر صدا نیست که نقش گویی من به جای مل گیبسون و رابرت دنیرو مورد پسند واقع می شود بلکه نوع گفتار و خیلی عناصر دیگر در زیبایی و دلنشینی آن نقش دارند.

از این صدا که نانش را نمی خورید! زخم هم خورده اید؟
بله. از روزی که وارد این حرفه شدم، آنها که صدایم را تهدیدی برای کارشان می دانستند دست به کار شدند و موانع و دیوارهایی در برابرم ایجاد کردند. برخی دیگر هم با شبیه سازی صدایشان به من در دوبله و دیگر عرصه ها منافعی را نصیب خود کردند.

و عکس العمل شما؟
صبر.
صدای بهرام زند 61 ساله هنوز هم برای گوش ها دلنشین و نوبرانه است یا تکراری و از نفس افتاده؟
از آن جا که علایقم را زیر پا می گذارم و بسیار کم و گزیده کار می کنم، تازگی و نوبرانه بودن صدایم حفظ شده است. الان هم مطمئنم اگر قرار باشد جای یکی از شخصیت های یک سریال پرمخاطب صحبت کنم، بسیار مورد توجه قرار می گیرم و در اذهان مردم ماندگار می شوم.

به نظرم این گزیده کاری، حفظ حرمت صدا هم هست؟
بله. به قول شما سعی کردم حرمتش را هم حفظ کنم.

سعی کردید یا صد در صد حرمتش را حفظ نمودید؟
هیچ چیز صد در صد نیست. اما در نهایت فکر می کنم به صدایم بی حرمتی نکرده ام و این مرا راضی می کند.

از صدای خودتان بگذریم، صداهایی هست که برای بهرام زند، خوش تر از صدای خودش است؟
زمانی که به سینما می رفتم صدای آقایان ابوالحسن تهامی و انور که آنونس می خواندند برایم جالب بود. صدای شادروان ناظریان و آقای اسماعیلی (گوینده آنتونی کوئین) را هم دوست داشتم. البته بهرام زند به جز آنها که بیخودی وارد این حرفه شده اند و 40-30 سال از عمرشان را فنا کرده اند، از صدای هیچکس ناراحت نیست و بدش نمی آید.

هنوز هم صدای آقای تهامی را دوست دارید؟
بله. واقعا دوست داشتنی است. فکر کنم دوست داشتنی صفت مناسبی باشد.

بهتر نیست بگوییم صدای دوست داشتنی 71 ساله ای که جوان مانده است؟!
البته که این بهتر است. (می خندد)

برخی می گویند دوبلورها در هیاهو و همهمه نقش هایی که صدایشان را خرج آن ها می کنند گم شده اند، اینطور است؟
خیلی ها مرا می شناسند.
پس سهمی از گمنامی اهالی دوبله نصیبتان نشده است؟
فکر می کردم خیلی گمنام هستم اما دانستم این طور نیست. من همیشه از مصاحبه فراری ام و کارهایم را در بوق و کرنا نمی کنم، ولی این که مردم مرا می شناسند متعجبم می کند.

تعجبی در کار نیست. حساب شما به عنوان یک پیشکسوت از بقیه جداست. منظور من اکثریت بود.
در مورد بقیه نمی توانم نظر خاصی بدهم. بهتر است از خودشان بپرسید گرچه حساب من هم چندان از بقیه جدا نیست.

می خواهم کمی راجع به دلواپسی های دوبله ای بهرام زند صحبت کنیم.
...متاسفانه فیلم ها بدون حساسیت، وجدان کاری و صرف وقت و انرژی مثبت، دوبله می شود. دیالوگ ها بلافاصله پس از ترجمه بی هیچ ویرایشی در اتاق دوبله مورد استفاده قرار می گیرد و گاه صداها به تناسب بر نقش نمی نشیند. صرفا انجام کار مهم است و ضبط، با بی توجهی انجام می شود. مثلا در یک روز 2 یا 3 کار، دوبله می شود و این سرعت سبب تولید آثار غیرقابل توجه و بی کیفیت می شود. وضعیت بسیاری از کارهایی که این روزها دوبله می شوند به همین صورت است و اینها مرا دلواپس و اذیت می کند.

دلواپس چه؟
دلواپس این که آینده دوبله ما به «فارسی وان» شبیه نشود. متاسفانه با این روند، روز به روز به آن نقطه تاریک نزدیک تر می شویم.
دل خوش به رو به راهی اوضاع نیستید؟
نه.

عرصه دوبله، سالم و بی حاشیه مانده یا مثل بسیاری از عرصه های هنر، کج روی ها و بدسلیقگی ها نیز قاطی اش شده است؟
به نسبت عرصه های دیگر، حاشیه کم تر در آن به چشم می آید.
از رانت و رابطه هم خبری نیست؟
متاسفانه هست. افرادی وجود دارند که فیلم هایی را از موسساتی خریداری می کنند و بر سر این که چه کسانی حاضرند با قیمت پایین تری دوبله اش کنند، این هنر را به حراج می گذارند.

در تلویزیون چه طور؟
تلویزیون را کنار بگذاریم.

چند سالی است که اهالی دوبله راهی سیما شده و ترجیح داده اند طعم اجرا و بازیگری را نیز بچشند. واقعا به واسطه صدای مناسب و استاندارد می شود از هر خرمن هنر، گلی چید؟
قبلا بسیاری از هنرپیشه ها ابتدا عرصه دوبله را تجربه می کردند و بعد به سراغ بازیگری می رفتند. امروز هم اهالی دوبله، مجری و بازیگر می شوند؛ برای رادیو آگهی های تبلیغاتی می خوانند و خلاصه خودشان را در هر عرصه ای محک می زنند تا بالاخره یکی از این حوزه ها به دلشان بنشیند.

پس از این شاخه به آن شاخه پریدن برای دوبلورها ایرادی ندارد؟!
تعیین کننده، استعداد آدم هاست و بس. توانایی حضور هم زمان در چند عرصه هنر، ایرادی دارد؟
مرگ، حق است اما برای همسایه؟!
من هم پیشنهادهای زیادی برای تبلیغات و نریشن در رادیو داشته ام. شاید هم روزی قبول کردم. البته یک تجربه بازیگری هم دارم که مرا پشیمان کرد.

اما من هنوز قانع نشدم. درست است که دوبله هم، بازیگری صداست اما این کجا و آن کجا؟!
یعنی می خواهید بگویید بازیگری صدا از بازی در سینما و تلویزیون آسان تر است؟!

نه اما سبک و تکنیک های بازیگری با دوبله متفاوت است.
صد در صد درست می گویید. در فیلم هملت که جای مل گیبسون حرف می زدم سکانسی وجود داشت که هملت به مدت 5 دقیقه بی وقفه با مادرش صحبت می کرد و من باید این سکانس را یک نفس می گفتم. آن لحظه به این فکر کردم که اگر قرار بود این نقش را در تلویزیون یا تئاتر بازی کنم به دلیل کمک گرفتن از فیزیک و میمیک چهره، کار خیلی برایم آسان تر می شد. در دوبله تمامی آنچه مخاطب سینما یا تلویزیون از حضور فیزیکی بازیگر در می یابد و حس می کند تنها از طریق صدا القا می شود و این بسیار سخت است. کسی که از عهده چنین کار دشواری برآید می تواند بازیگر یا مجری خوبی هم باشد.

درباره جوان ترهای دوبله نظرتان چیست؟ سد راهشان می شوید و یا...؟
اصلا نشدم. حتی به کسانی که صدایشان شبیه خودم بوده، میدان دادم و به جایی رساندمشان که فکرش هم نمی کردند با این سرعت به آن جا برسند.

اما برخی جوان ها معتقدند پیشکسوت ها نمی خواهند صدای آنها شنیده شود و به نظر می رسد بعضی بزرگان هم از صداهای تازه و نو واهمه دارند!
اصلا چنین نیست. از قدیم گفته اند عاقبت جوینده یابنده بود. دوبلورهای جوان باید صبر را چاشنی کارشان کنند. حتی اگر مدتی هم پشت در بمانند سرانجام نوبت به آنها می رسد و عرصه تاخت و تاز برایشان مهیا می شود.

قسمت دوم سوالم بی جواب ماند.
باور کنید این طور نیست که پیشکسوت ها از صداهای جوان واهمه داشته باشند. تلویزیون هر سال چند صد نفر نیروی جدید جذب می کند و تعداد دوبلورها آن قدر زیاد شده که کار به همه نمی رسد.

سالانه چند صد نفر؟! پس با قحطی صدای خوب مواجه نیستیم.
(می خندد) بیشتر آنهایی که پذیرفته می شوند استعداد گویندگی دارند اما صدایشان اثرگذار نیست. اتفاقا با قحطی صدای تاثیرگذار مواجه ایم.

بهرام زند، دلِ خوشی از انجمن گویندگان جوان ندارد. این اظهارنظر و نا رضایتی را به حساب غوره نشده مویز شدنشان بگذاریم یا ...؟
بله. آنها روش مناسبی را برای ورود به این حرفه انتخاب نکردند و با سوء استفاده از ماجرای اعتصاب 3- 2 ماهه دوبلورها فعالیت شان را از حالت زیرزمینی خارج کردند و به آن وجهه قانونی بخشیدند. در این مدت مدیرانی که باید می شناختند، شناختند و ارتباط خوبی هم برقرار کردند. حالا هم حرفه ای شدند و صاحب کارنامه. جالب این که خود من هم در نوجوانی با چنین فرصتی مواجه شدم. آن زمان نفر اول آزمون گویندگی شدم اما چون همزمان با اعتصاب دوبلورها بود احساس کردم زمان مناسبی برای ورود به این حرفه نیست و نباید از این موقعیت و اوضاع نا آرام سوء استفاده کرد و این در حالی بود که اگر مانده بودم همان موقع نقش اول را به من واگذار می کردند. اما رفتم و 2 سال بعد دوباره بازگشتم و با شاگردی شروع کردم.

پس علاوه بر شاگردی نکردن، از ماهی گرفتنشان از آب گِل آلود و متلاطم دوبله هم دلخورید؟
بله. جوان ها حتما باید بیایند، ببینند و بشنوند تا با گویش ها، لحن ها و ریزه کاری و چم و خم کار حرفه ای آشنا شوند. اما کاش به همین جا ختم می شد؛ یکی دیگر از کارها و رفتارهای ناشایست این انجمن، برگزاری کلاس های آموزش دوبله با هزینه های چند صد هزار تومانی است. در اساسنامه بر عدم دریافت هزینه و شهریه برای برگزاری کلاس های آموزشی تاکید شده است و ما نیز طبق قانون عمل کرده و می کنیم زیرا نباید جیب مردم را خالی کرد. اما این دوستان متاسفانه خلاف این رویه را در پیش گرفته اند.

به نظرتان دوام می آورند؟
فعلا که در کارشان موفق شده اند اما افسوس که مسیر درست را انتخاب نکردند. بگذریم؛ باور کنید حتی بحث کردن درباره انجمن گویندگان جوان هم به من انرژی منفی منتقل می کند.

انگار این اعتصاب دست بردار دوبله نیست و از گذشته به حال رسیده؟
از اعتصاب هم بگذریم.

و پایان یک صدا ...
صدا، سومین آفریده خداوند است. آفریده ای که انرژی و ارتعاشش حتی در عدم حضور صاحبش در این زمانه و روزگار هم از بین نمی رود پس پایانی برای صدا نیست. صدا می ماند.

شیما كریمی - خبر آنلاین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 مهر 1389 :: نویسنده : مریم
Shaygan-khosro_140514653878537463.jpg

تولد : 1317 ، تهران . تحصیلات : لیسانس ادبیات فارسی ، شروع حرفه ای دوبله : 1336، مدیریت دوبلاژ از1341 و رئیس هیئت مدیره انجمن گویندگاناز1358تا1372. سایر فعالیتها : بازی در تئاتراز1334، بازس درسینما1347( گناه مادر). فیلم : بیلیلرد باز( مایرون مک کورمک)، کازابلانکا(پل هنرید) ، بدنام( لویی کلهرن) ، هفت دلاور(چارلزبرانسون)، قصریخ(رابرت برایان). سریال: گرگها( میرشب) ، سالهای دور از خانه( پسراوشین). مدیردوبلاژ سری فیلمهای دی دی و یک قتل کوچک.

کارتون جذاب بلیک و مورتیمر فکر کنم اون پروفسوره مورتیمر خیلی دوست داشتم بدونم کیه صداشو خیلی دوست داشتم که خوب فهمیدم خوشحال شدم کلی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 شهریور 1389 :: نویسنده : مریم

آقای تورج مهرزادیان در مهر ماه کلاس فن بیان برگزار می کنن علاقه مندان می تونن درصورت تمایل با ایمیل ایشون تماس بگیرن

t.mehrzadian@gmail.com

 or

mehrzadiyan@yahoo.com

 

آقای مهرزادیان اعلام کردن که: هرکس که از این کلاس ها تشکیل داده گوینده نیست و تجربه ی این کار را نداره و جوانان را به بیراهه می کشاند که جیب خودش را پرکند اما کلاس های من اینطور نخواهد بود بلکه فنی و روی اصول خواهد بود و صادقانه.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 مرداد 1389 :: نویسنده : مریم
Zandi-bahram_143710657679466200.jpg

تولد:1323، شروع حرفه ای دوبله: 1344و مدیریت دوبلاژ از1358. فیلم پدرخوانده( جیمزکان) ، شجاع دل ( مل گیبسن) ، گتسبی بزرگ(بروس درن) ، تسخیرناپذیران(رابرت دنیرو) ، رونین(رابرت دنیرو) ، این را تحلیل کن و آن را تحلیل کن ( رابرت دنیرو) ، قطارافسارگسیخته(جان وویت) ، مظنونین همیشگی(استیون بالدوین) . سریال : شرلوک هلمز( شرلوک هلمز) ، ناوارو( ناوارو) ، جنگجویان کوهستان( لین چان) ، 1-99( لسلی گراندهام). مدیردوبلاژ بسیاری از آثارموفق تلویزیون و سینما مثل سریال شرلوک هلمز ، ناوارو، سریال امام علی (ع).





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 مرداد 1389 :: نویسنده : مریم
Petrosi_450603546831534115.jpg

تولد : 1323 – تهران

تحصیلات : لیسانس تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا سال 1350

شروع حرفه ای دوبله : 1346

از سال 1382 مقیم آلمان است .

ویژگی صدا : شاخص تیپ جوان های با شخصیت و با فرهنگ

نقش های شاخص :

سریال : تنها ترین سردار(ابوالفضل پورعرب/حرث) - هفت سنگ(اصغر همت/شریف) – مادر پرتوقع – بازی با مرگ(شکیبا)

فیلم : ناخدا خورشید(علی نصیریان) – شوکران(صدای پشت خط تلفن که در یک هتل با مهندس تماس می گیرد) – جهان پهلوان تختی(گوینده متنی که روی تصاویر تختی خوانده می شود / که در این فیلم خود پطرسی را هم در استودیو نشان می دهد)

کارتون : رابین هود/دوبله دوم – ماسک(نقش ماسک - با تکیه کلام : یکی جلو منو بیگیره)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.

 این صفحه را به اشتراک بگذارید Online User

ساخت فلش مدیا پلیر
نمونه صداهای گویندگانی ک در نظر سنجی اومده